گفتم که بانگ هستی خود باشماما دریغ و درد..... سمیرامیس باباییماهنامه دنیای تصویر فیلمِ تئاتر فرانکنشتاین یکی از موفق ترین اجراهای نشینال لایو تیاتر بخاطر دوران قرنطینه چند ماهی می شود که بصورت رایگان در اختیار عموم قرار گرفته و درنتیجه این توفیق برای ما نیز هم فراهم شد که هیجان دیدن یک تئاتر فوق العاده را تجربه کنیم و اتفاقا خیلی زود هم در میان تئاتردوستان وطنی دست به دست شد و آنقدرمورد استقبال قرار گرفت که زیرنویس فارسی آن هم آمد. همین بهانه ای شد برای تشکر چندباره از مری شرلی که چنین اثر جاودانه ای را به رشته تحریر درآورد و نقد و بررسی اثر اقتباسیِ نیک دییر به کارگردانی دنی بویل. در شماره قبلی نگاه و نقدی داشتم به اقتباسی ناموفق و حالا این شماره با بررسی یکی از موفق ترین اقتباس های ادبی قرن بیست و یکم(البته تا بدین جا) ناخودآگاه تکمیل کننده ی مطلب قبلی خود شد. نمایشِ فرانکشتاین مانند نسخه های هالیوودی این داستان قدیمی هیولایی خرخری و وحشتناک ندارد که دور گردنش جای دوخت دوز نمایان است و به سراغ ادم های وحشت زده می رود. ضد قهرمان نمایش موجودی است که از دانشی بوجود آمده و سپس رها شده است. روشنفکریست احساساتی که بهشت گمشده ی میلتون را می خواند و در جستجویِ عشقی حقیقی است. «توان دوست داشتن و دوست داشته شدن» و رفتن به هر جا که این جا نباشد! به دوردست ها این اوست که از انسان ها وحشت دارد و کشت و کشتار و ارباب رعیتی آنها را درک نمی کند. او که می بایست آدم بوده باشد اما حسِ شیطان رانده شده را دارد.نمایش با صدای ناقوس بزرگی که بالای سر مخاطبین قرار دارد شروع می شود. زنگی که در سکو
برچسب:
نویسنده: میلاد رضوانی
برچسب:
نویسنده: میلاد رضوانی
ز عاشق زارتر زاری نباشد / ز کار او بدتر کاری نباشدسمیرامیس باباییماهنامه دنیای تصویر کمتر کسی است که داستان تراژیک رمئو و ژولیت از عشاق مشهور و ناکام ادبیات جهان را نشنیده باشند؛دو شخصیتی که گویی از دل داستانشان بیرون آمده و وارد زندگی واقعی مردم شدند و بر مرگشان اشک ها ریخته و دلها شکسته شده است. .به قول فخرالدین اسد گرگانی« زعاشق زارتر زاری نباشد/ ز کار او بدتر کاری نباشد» -هر چند که او از معدود اهل قلم هایی است که در داستان ویس و رامین بعد از فراز و نشیب های بسیار سرانجام دو دلداده را به یگدیگر می رساند و تا پایان عمر هم عشق ثمرهی تراژیکی به بار نمیآورد!- اما چرا مردم هنوز رومئو ژولیت را دوست دارند؟ چه چیز باعث دوام آن می شود؟ چه عواملی باعث می شود بارها بارها به تماشای آن بنشیند؟ این ها سوالاتی هستند که در طول زمان پاسخ های متفاوتی گرفته است. شاید بخاطر آنکه داستانِ عشق و نفرت و تلاش برای فایق آمدن عامل نخستین بر دیگری همچنان در زندگی بشر ادامه دار است. سیمون گادویل کارگردان نمایش اخیر رمئو و ژولیت می گوید « ظرفیت نمایشنامه های شکسپییر برای بازخوانی مجدد پایان ناپذیر است» نمایش او هم بازخوانی معاصر گروهی از بازیگران است که دور هم جمع می شوند تا داستان فرار دو عاشق جوان از دنیای پر از خشونت و نفرت را تعریف کنند. جاش اوکانری و جسی بارکلی نقش این دو ستارهی جاودان شکپییر را بر عهده میگیرند. این نمایش در طی تعطیلی سالن های تئاتر و به کوشش نشینال تیاتر برای پویا نگه داشتن فعالیت های خود تهیه شده و در لیست شبکهی تلویزیونی پی بی اس جزو چهارمین مجموعهی سالانه قرار گرفته است. این اولین کار کارگردانی با دوربینِ سیمون گادمن است
برچسب:
نویسنده: میلاد رضوانی